فهرست ها
- خانه
- اخبار واطلاعیه
پرونده ویژه «به پیشنهاد آقا» / «مجموعه اشعار طاهره صفارزاده»؛ دائرةالمعارفِ منظومِ مقاومت
«مجموعه اشعار طاهره صفارزاده»؛ دائرةالمعارفِ منظومِ مقاومت
«مجموعه اشعار طاهره صفارزاده»، فراتر از یک کتابِ شعرِ معمولی، در حقیقت یک «دائرةالمعارفِ منظومِ مقاومت»، یک «مانیفستِ ضدامپریالیستی» و نقشه راهی جامع برای تکوینِ مفهومِ راستینِ «شعر متعهد» در ایران معاصر است. نشرِ این کلیات، تأثیری شگرف، غیرقابلانکار و زیربنایی بر شناختِ ریشهها و سرچشمههای شعرِ انقلاب اسلامی دارد.
به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، در راستای معرفی کتابهایی که رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای آنها را پیشنهاد داده و معرفی کرده بودند، در پرونده ویژه «به پیشنهاد آقا» این آثار معرفی خواهند شد که مروری بر «مجموعه اشعار طاهره صفارزاده» به اهتمام جلال صفارزاده، دهمین گام در این پرونده است.
دیباچه: خیمهگاهی به وسعت کلمات؛ درنگی ژرف در ساحتِ شعر متعهد و بیدارگر
در سپهرِ اندیشگانی و منظومه فکری رهبر شهیدمان، حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای، شعر هرگز یک تفننِ حاشیهای، انزوای فردی، یک واکنش هیجانیِ زودگذر یا سانتیمانتالیسمِ تقلیلیافته نبوده است؛ بلکه شعر در قاموس ایشان یک «رسانه بیبدیل»، یک «ثروت و سرمایه عظیم ملی» و خطِ مقدمِ پاسداری از هویتِ زبانی، تمدنی و فرهنگی انسانِ ایرانی مسلمان بوده. همگان از اشرافِ حیرتانگیز، دلبستگی عمیق، حافظۀ غبطهبرانگیز و انسِ دیرینه ایشان با شعر و کهنالگوهای ادبیات پارسی آگاهاند؛ انسی که تجلیِ بیبدیل و نمادینِ آن، سالها در شبهای پرستاره نیمه ماه مبارک رمضان به منصه ظهور میرسید. در آن محافلِ پرنور و کمنظیر، شاعرانِ نامدار، پیشکسوتان عرصه کلمه و نوسرایانِ جوان، پروانهوار گردِ ایشان حلقه میزدند و از ظرایفِ کلامی، نقدهای دقیقِ ساختاری، تذکرات نشانهشناختی و هدایتهای زیباشناختیِ ایشان توشه برمیگرفتند.
با عنایت به این جایگاهِ راهبردی و بیبدیلِ شعر در نگاهِ رهبری، شایسته و بلکه بایسته مینماید که فصلی کاملا مستقل، موسع و جریانشناسانه از این کلانطرح، به «شعر و شاعران» اختصاص یابد و در طلیعه این فصل، برای گشودنِ دروازههای این ساحتِ ارجمند، چه آغازی سزاوارتر، پرمغزتر و نمادینتر از نامِ بلندِ طاهره صفارزاده؛ بانوی اندیشمند، پیشرو و بیدارگری که به گواهی تاریخ ادبیات، نقطه عطفی بیتکرار در تاریخ شعر مدرنِ متعهد و بنیانگذار جریانهای نوینِ زبانی محسوب میشود. اکنون با انتشار و تجمیع آثار او در قالب «مجموعه اشعار»، فرصتی بینظیر و مغتنم برای واکاوی جامعِ سیر تطور او از فرمهای آوانگاردِ جهانی تا مفاهیمِ عمیقِ وحیانی و اشراقی فراهم آمده است.
شناسنامه جامع و تحلیلی اثر
عنوان کامل کتاب: مجموعه اشعار طاهره صفارزاده (دربرگیرنده تمامی ادوار شعری و تطورات زبانی شاعر)
به کوشش و اهتمام: جلال صفارزاده (با گردآوری دقیق، تبویب و حفظ توالی تاریخی و مضمونی آثار)
با مقدمه جامع: محمد حقوقی (منتقد، تئوریسین و پژوهشگر نامدار و جریانساز ادبیات معاصر)
ناشر: انتشارات پارس کتاب
سال انتشار: ۱۴۰۲
ژانر، مکتب و رویکرد ادبی: فاز اول: شعر نوآوانگارد، جریان سیال ذهن و کانکریت / فاز دوم: شعر سپید اندیشهمحور (Conceptual Poetry)، ادبیات مقاومت، بیداری جهانی، استعمارستیزی مکتبی و اشراقِ شیعی.
کارکرد خوانشی و مخاطبشناسی: مرجع پژوهشی، تاریخی و ادبی؛ نیازمندِ مطالعه مستمر، تحلیلی، هرمنوتیک و ارجاعی برای دانشجویان، منتقدان، شاعران حرفهای و پژوهشگران مطالعات پسااستعماری.
زمان تقریبی مطالعه: ۳۴ ساعت
بافتار تاریخی و درآمدی بر سیر تطور شعری؛ از سرگشتگی در لابیرنتِ مدرنیسم تا اشراقِ شرقی و تعهدِ بیدارگر
برای شناختِ جایگاه والا، چندوجهی و پیچیده طاهره صفارزاده، خوانشِ تکدفترها، قطعاتِ بریدهبریده یا گزیدههای پراکنده (نظیر آنچه پیشتر در مجلدات کمحجم چاپ میشد) هرگز حق مطلب را ادا نمیکند و ابعادِ هندسیِ ذهن او را بازنمیتاباند. عظمتِ بیبدیلِ چاپ این مجموعه ۹۹۲ صفحهای در آن است که همچون یک بومِ نقاشیِ عظیم، یک مانیفستِ جامع و یک مستندِ تاریخیِ بینقص، تمامِ فراز و نشیبهای فکری، فرمی و ایدئولوژیکِ شاعر را به صورت یکجا، با حفظِ کرونولوژی (سیر زمانی) پیش چشم مخاطب میگشاید. حضور مقدمهای به غایت تحلیلی، موشکافانه و علمی از محمد حقوقی - که خود از استوانههای نقد ساختارگرایانه شعر معاصر ایران است - بر وزنِ آکادمیک و پژوهشی این مجلد افزوده است و کلیدواژههای تئوریکِ دقیقی برای ورود به جهانِ تو در تو و پیچیده صفارزاده به دست میدهد.
طاهره صفارزاده پدیدهای خلقالساعه یا شاعری محفلی نبود. او روشنفکری عمیقا تحصیلکرده، مسلط بر زبان و ادبیات انگلیسی در سطوح عالی دانشگاهی و کاملا آشنا و درگیر با جریانهای پیشرو (آوانگارد) ادبیات جهان در دهههای شصت و هفتاد میلادی بود. او در دهههای چهل و پنجاه خورشیدی، با خلق مجموعههایی ساختارشکن چون «کودکِ قرن»، «طنین» و «سد و بازوان»، جایگاه خود را بهعنوان شاعری پیشرو و آوانگارد در اتمسفر روشنفکریِ آن زمان تثبیت کرد.
اهمیت تاریخی صفارزاده در این مقطع آن است که او از نخستین پیشگامانی بود که جسورانه تکنیکهای پیچیده، مدرن و غربی نظیر «جریان سیال ذهن» (Stream of Consciousness)، «پلیفونی» (چندصدایی در روایت شعری، جایی که چندین لحن و صدا در یک شعر به هم میآمیزند) و «شعر دیداری/کنکریت» (Concrete Poetry، که در آن فرم گرافیکی کلمات روی کاغذ، بخشی از معنای شعر را میسازد) را با معماریِ بومیِ منظومههای بلندِ فارسی گره زد. او ساختار خطیِ شعر نیما و شاملو را شکست و فضایی چندبُعدی خلق کرد.
با اینحال، با تورق دقیقِ این مجموعه قطور، خواننده به وضوح و با شگفتی، نقطه عطفِ حیاتِ ادبی و رنسانسِ معرفتیِ او را رصد میکند: عبورِ شکوهمندانه از تکنیکزدگیِ محض و فرمالیسمِ ابتر. او پس از مواجهه عمیق، انتقادی و وجودی با بنبستهای معرفتشناختیِ اومانیسمِ غربی، دچار یک بیداریِ درونی و بازگشت به خویشتنِ الهی شد. مجموعههای متأخر و شاهکارهای او نظیر «سفر پنجم» و «بیعت با بیداری» در این سیر تکاملی، ظرفیتِ عظیمِ ساختاریِ شعرِ سپید را از اسارتِ انگاره تقلیلگرایانه «هنر برای هنر» (Art for art’s sake) رها کرد. او این فرمِ صیقلخورده را چونان سلاحی بُرنده، دقیق و استراتژیک، تمامقد در خدمتِ اندیشه بیداریِ اسلامی، احیای هویت شرقی، و مبارزه با استعمار فرانو و امپریالیسمِ فرهنگی بهکار گرفت.
کالبدشکافی تفصیلی، نشانهشناختی و ساختاریِ «مجموعه اشعار»
این کتاب جامع، در واقع مانیفستِ شعریِ صفارزاده در تمام ادوار حیات اوست؛ رسوبِ ذهنیِ انسانی که با درکِ دیالکتیکِ زمانه و شناختِ دقیقِ جبههبندیهای حق و باطل در جهان معاصر، انفعالِ روشنفکرانه را با قاطعیت پس میزند. بررسی این اثر سترگ از چند منظرِ تخصصی و نشانهشناختی، ژرفای حیرتانگیزِ کارِ این شاعر را هویدا میکند:
الف: معماری زبان، هندسه کلمات و بدعتهای زیباییشناختی:
چنانکه در مقدمه راهگشای محمد حقوقی نیز به ظرافت و با استنادات متنی اشاره شده، زبانِ صفارزاده، زبانی بهشدت اندیشهمحور (Conceptual)، قاطع، به دور از حشو، مقتصدانه و بهغایت تصویری است. کلمات در شعر او، نه برای تزئیناتِ سطحیِ رمانتیک، که چونان آجرهایی مستحکم، تراشخورده و حسابشده برای بنای یک تفکرِ اعتراضی و بیدارگر روی هم چیده میشوند. او در بخش اعظم اشعارِ این مجموعه، وزنِ عروضی و حتی خیزابههای وزن نیمایی را آگاهانه کنار میگذارد، اما شگفتا که فقدانِ آن را با تسلطی استادانه بر «موسیقیِ درونیِ کلمات»، «هارمونیِ آواها و صامتها»، «تکرارهای معنادار» و «ریتمِ ارگانیکِ اندیشه» جبران میکند. تقطیعهای سطور (Enjambment) در این اشعار، تصادفی نیستند؛ بلکه مهندسیِ دقیقی برای کنترلِ تنفسِ خواننده، ایجادِ مکثهای تأملبرانگیز و القای ضرباهنگِ بیداری و هشدار است. او در منظومههایش، روایت را چونان یک فیلم سینماییِ پیشرو، با کاتهای سریع و فلاشبکهای ذهنی پیش میبرد.
ب: بینامتنیتِ عمیقِ قرآنی، اشراق شیعی و خلقِ پاردوکسهای مفهومی (ژرفساخت محتوایی) :
درخشانترین، ماناترین و اصیلترین وجه اشعار متعهدِ او در این مجموعه (بهویژه در اشعار دهه پنجاه به بعد)، پیوندِ ارگانیک، جوهری و ساختاریِ مفاهیمِ قرآنی با بافتارِ شعرِ مدرن است. صفارزاده بهدلیل تسلط بینظیر، فقیهانه و زبانشناسانهاش بر ترجمه قرآن کریم (که خود شاهکاری مستقل است)، آیاتِ الهی، احادیث و تلمیحاتِ مذهبی را در شعرش صرفاً وصلهپینه یا پیوست نمیکند؛ بلکه آنها را در تاروپودِ متن حل میکند و بهعنوانِ موتور محرکِ معناییِ شعر به کار میگیرد.
او مفاهیمِ کلان و انسانسازِ مکتبِ تشیع چون «عاشورا»، «شهادت»، «مظلومیتِ تاریخی»، «عدالتخواهی» و «انتظارِ موعود» را از حصارِ نگاههای صرفا تقویمی، سوگوارانه و منفعلانه میرهاند و به آنها بُعدی بهشدت حماسی، کنشگرانه، معترض و جهانی میبخشد. هنرِ بزرگِ او در این اشعار، ایجادِ تقابلهای دوتایی (Binary Oppositions) است؛ تقابلِ واژگانِ مدرن، سرد و صنعتی (نمادهای بوروکراسی غربی، سرمایهداری، استعمار و ماشینیسم) با واژگانِ مقدس، اسطورهای و گرمِ وحیانی. این تصادمِ واژگانی، پاردوکسی تکاندهنده میآفریند که مخاطب را از خوابِ غفلتِ مدرنیته بیدار میکند.
همگراییِ بینظیرِ تعهد و تکنیک؛ از منظر و بیانِ دقیقِ رهبر معظم انقلاب
درهمتنیدگیِ شکوهمند، نادر و دیریابِ فرمِ پیشرو و محتوای متعهدانه در آثار صفارزاده، همواره کانونِ توجه، تحسین و ارزیابیِ عالیترین سطحِ نقدِ ادبیِ انقلاب اسلامی بوده است. رهبر شهیدمان، که خود مجهز به سنجهای بسیار دقیق، فنی، کلاسیک و سختگیرانه در ارزیابیِ استحکامِ زبانی و عیارِ ادبی آثار هستند، در دیداری تاریخی با اعضای پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی (در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۷۰)، در بیانات خود صراحتا بر جایگاه حرفهای و ترازِ والای این بانوی شاعر مُهرِ تأییدی بیبدیل میزنند. نقل قولِ دقیق و کلمهبهکلمه ایشان، نشان از جایگاه رفیعِ این کتاب دارد:
«در جمع شما خانم صفارزاده هم هستند که بحمداللَّه رتبه شعری بسیار والا و برجستهای دارند؛ این خیلی جای خوشحالی است. البته بعضی از آقایان هم شعر را میسرایند، اما تطفّلاً. من نمیدانم که در جمع شما، شاعرِ مختص به شعر و شاعر حرفهای داریم یا نداریم… ولی درعینحال نباید کفه شعر را خیلی در اقلیت قرار داد. خانم صفارزاده بحمداللَّه زبانشان، زبان بسیار خوبی است؛ یعنی سطح شعرشان واقعا خیلی بالاست.»
این تأییدِ راهبردی و صریح از سوی عالیترین مقام فرهنگی و سیاسی کشور، نشان میدهد که ارزشِ حقیقیِ کارِ طاهره صفارزاده، صرفا در محتوای متعهدانه خلاصه نمیشود؛ بلکه نبوغِ او در ریختنِ مفاهیمِ بلندِ توحیدی، ظلمستیزانه و انقلابی در قالبی است که از منظرِ زبانشناسی و زیباییشناسیِ مدرن، در بالاترین ترازِ ممکن قرار دارد. اگرچه این ارزیابی دقیق و کاربرد عباراتی چون «زبان بسیار خوب» و «رتبۀ شعری بسیار والا» در ادبیاتِ انتقادیِ رهبر انقلاب، مشخصا ناظر به کارنامه و اشعار ایشان تا سال ۱۳۷۰ بوده است، اما اینک با گردآوری کامل آثار، این مجموعه ۹۹۲ صفحهای تمامی آن اشعارِ مورد تحسین را در کنار سرودههای متأخر شاعر، به صورت یکپارچه در دسترس علاقهمندان قرار داده و به روشنترین آوردگاهِ تجلیِ همین شکوهِ زبانی بدل شده است.
کارکردِ اثر در جامعهشناسیِ ادبیات، ترویج خواندن و تکوین گفتمانِ مقاومت جهانی
«مجموعه اشعار» طاهره صفارزاده با حجمِ عظیمش، فراتر از یک کتابِ شعرِ معمولی، در حقیقت یک «دائرةالمعارفِ منظومِ مقاومت»، یک «مانیفستِ ضدامپریالیستی» و نقشه راهی جامع برای تکوینِ مفهومِ راستینِ «شعر متعهد» در ایران معاصر است. نشرِ این کلیات، تأثیری شگرف، غیرقابلانکار و زیربنایی بر شناختِ ریشهها و سرچشمههای شعرِ انقلاب اسلامی (نظیر تأثیری که بر آثار شاعرانی چون سید حسن حسینی، قیصر امینپور، سلمان هراتی و دیگر شاعران حوزه هنری گذاشت) دارد.
صفارزاده در سطرسطرِ این کتابِ سترگ، نقشی فراتر از یک کلمهپرداز را بر عهده میگیرد؛ او نقشِ یک مصلحِ اجتماعیِ بصیر، یک چریکِ فرهنگی و یک متفکرِ اسلامی را ایفا میکند که انسانِ مسخشده عصرِ ماشین، رسانههای غربی و مصرفگرایی را به بازگشت به فطرتِ نابِ الهی فرامیخواند. او دردهای جهانِ سوم، استثمارِ کارگران در نظام کاپیتالیسم، آپارتاید، و نفوذِ پنهانِ امپریالیسمِ فرهنگی را هدفِ تیرِ کلماتِ خود قرار داده و شعرِ خود را به رسانهای قدرتمند، جهانشمول و مرزکوب برای بیداریِ مستضعفانِ سراسرِ گیتی مبدل میسازد.
جمعبندی، نتیجهگیری و دعوت به خوانشِ تحلیلی
انتشار شایسته و آبرومندِ «مجموعه اشعار طاهره صفارزاده» در سال ۱۴۰۲ با کیفیتی درخور، خلأ بزرگ و تاریخیای را در دسترسی پژوهشگران، شاعران جوان و علاقهمندان به ادبیات انقلاب به سیرِ کاملِ تطورِ این شاعرِ یگانه جبران کرده است. در میانِ هیاهوی کرکننده شعرهای فرمالیستیِ بیمحتوا و روشنفکرمآبانه از یک سو، و شعرهای شعارزده بیفرم، سست و سطحی از سوی دیگر، این کتابِ سترگ و ماندگار، نمایانگر نقطۀ تعادلِ طلایی، تکاملِ اندیشه و بلوغِ بلامنازعِ «شعر مقاومت و بیداری در ایران» است. مطالعه دقیق، پاراگرافبهپاراگراف و نشانهشناختیِ این مجموعه عظیم ۹۹۲ صفحهای برای هر منتقد، پژوهشگر و علاقهمند به ادبیات معاصر، نه یک انتخاب، بلکه یک «ضرورتِ استراتژیک» به شمار میآید؛ ضرورتی حیاتی برای درکِ این حقیقتِ مسلّم که چگونه میتوان با تسلط بر ابزارهای بیانی، قلههای تکنیکالِ ادبیاتِ مدرنِ جهان را فتح کرد، جریانساز شد، فرمهای پیچیده را به خدمت گرفت و در نهایت، پرچمِ پرافتخارِ توحید، مقاومتِ اسلامی و بیداریِ انسانی را با زبانی «بسیار والا، استوار و فاخر» بر بلندای تاریخِ ادبیاتِ این سرزمین برافراشت.
توضیح: نقلقول رهبر شهیدمان را در این نشانی بجویید:
https://farsi.khamenei.ir/book-content?id=۲۶۲۵۴