فهرست ها
- خانه
- اخبار واطلاعیه
پرونده ویژه «به پیشنهاد آقا» / «خوشه های خشم»؛ روایتی از پایداری «انسانیت» و «اخلاق» در عصر استیلای ارزش های سرمایه داری
«خوشه های خشم»؛ روایتی از پایداری «انسانیت» و «اخلاق» در عصر استیلای ارزش های سرمایه داری
در کتاب «خوشههای خشم»، شخصیتی که از فصول اول، همگام با روایت اصلی، پیش رفته و بیشترین کنش را دارد، تنها یک نفر است: مادر. او در سراسر داستان، پاسبان ارزشهای سنتی است. او وقتی که مردان خانواده همه در اثر ضربات شدید نظام بیرحم سرمایهداری، قرار از کف دادهاند، به تنهایی، عنصر پایداری و مقاومت است.
به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، در راستای معرفی کتابهایی که رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای آنها را پیشنهاد داده و معرفی کرده بودند، در پرونده ویژه «به پیشنهاد آقا» این آثار معرفی خواهند شد که مروری بر کتاب «خوشههای خشم» اثر جان اشتاین بک، نهمین گام در این پرونده است.
آگاهیهای کتابشناختی
عنوان کتاب: خوشههای خشم (The Grapes Of Wrath)
نویسنده: جان ارنست اشتاینبک جونیور (John Ernst, Steinbeck, Jr) شُهره به «جان اشتاینبک»
مترجم: عبدالحسین شریفیان
ناشر: انتشارات نگاه
سال انتشار: ۱۹۳۹ میلادی، برابر با ۱۳۱۷ خورشیدی
موضوع: ادبیات داستانی؛ داستان آمریکایی
گونه ادبی: متون کلاسیک ادبی؛ ادبیات پایداری؛ ادبیات کارگری؛ رمان
زمان تقریبی مطالعه: ۲۰ ساعت
درآمد
در آغازین سالِ جنگ دوم جهانی و در بطن دگردیسیهای نظام سرمایهداری، روستاییان و طبقه کارگر جامعه آمریکا با بحرانی به نام «رکود بزرگ» مواجه شدند. تبعات اجتماعی و اقتصادی این بحران که بیشباهت به ایرانِ پس از «انقلاب سفید» نیست، به سقوط سهام در بازار بورس، بیثباتی قیمتها و رشد بیکاری منجر شد. مقارن با آن، وقوع خشکسالی در جلگه بزرگ آمریکا در ایالت «اوکلاهاما» موجب شد تا بسیاری از کشاورزان با رویای اشتغال، روانه «کالیفرنیا» شوند. در این روزگار، اشتاینبک که تحصیلات خود را در دانشگاه استنفورد نیمهکاره رها کرده بود، برای گذران زندگی، در ابتدا به عنوان کارگر، خوشهچینِ مزارع، میوهچین باغات و متصدی داروخانه، به کار مشغول میشود و با اوجگیری بحران، همراه با خانوادهای از اوکلاهاما به کالیفرنیا مهاجرت میکند. این سفر زمینهساز آشنایی دقیق و عمیق او با مشکلات پیشآمده میشود. «خوشههای خشم» که برترین و شناختهشدهترین اثر اوست، در مدت ۵ ماه نوشته شده و حاصل تجربه شخصی نویسنده و آشنایی نزدیک او با رنجهای مهاجران است.
منتقد ادبی آمریکایی، رابرت جی. دموت، در مقالهای که به مناسبت صدمین دوره انتشار این رمان نوشته (۲۰۰۲ میلادی) اذعان میکند که پیام این کتاب «وارد وجدان بشر شده است»!
پیشنهاد «آقا»
قائد شهید امت، حضرت آیتالله العظمی، امام خامنهای (رضوانالله تعالی علیه) که بیتردید کتابخوانترین رهبر جهان بود، دستِکم، در دو سخنرانی خود، به این اثر، اشارت و مخاطب را یک بار، صراحتاً و دیگر بار، تلویحا به مطالعة آن ترغیب فرمودهاند:
نخست) همین کتاب معروف «خوشههای خشم» اثر «جان اشتاینبک» یا دیگر کتابش را که الان در ذهنم نیست، بخوانید و ببینید راجع به وضع چپها و برخورد سردمداران مرکزِ بهاصطلاح دموکراسی با آنها، چه نوشته است! بخوانید و بدانید که مرکزِ به اصطلاح دموکراسی و قبله کسانی که صاحب چنین قلمهای بد و زشتی در ایرانند، حتی حاضر نبودند چپها را تحمّل کنند؛ چون معتقد بودند، مارکسیسم، نظام سرمایهداری امریکا را زیر سؤال میبرد. خوب؛ اگر چپها را تحمّل میکردند، به معنای موافقت با عبور آنها از خطّ قرمز بود... (برگرفته از بیانات رهبر شهید در دیدار با مدیران و مسئولان مطبوعات کشور: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۷۵)
دوم) در آمریکا که به ادّعای خودشان مرکز آزادی است، جاناشتاینبک -که چند رمان نوشته بود، [مانند] خوشههای خشم و مانند اینها که معروف است- مورد سختترین فشارها قرار گرفت؛ هرکسی اندک کلمهای در آمریکا میگفت که بوی سوسیالیسم -نه سوسیالیسم، تا اندازهای بوی ضعیفی از سوسیالیسم- در آن بود، به انواع مختلف محاصره میکردند؛ از ترور جسمی گرفته تا ترور آبرویی و مانند اینها. اینها اینجوری هستند... (برگرفته از بیانات رهبر شهید در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه: ۲۹ خرداد ۱۳۹۵)
محتوا و درونمایه
«خوشه های خشم» در اوج یک فاجعه اجتماعی و اقتصادی در آمریکا، نوشته شده و درباره خانوادهای است که در اوکلاهاما روی زمینی متعلق به بانک، به صورت مستأجر، زندگی و کار میکند. این زمین که در ابتدا متعلق به خود خانواده بوده، در اثر خشکسالیهای مدید و مقروض بودن خانواده، توسط بانک مصادره شده است.
با استمرار خشکسالی، بانک تصمیم به بیرونراندن مستأجران از زمین میگیرد و خانواده «جود»، مانند هزاران خانواده دیگر، برای یافتن کار و مأوایی مناسب راهی کالیفرنیا میشود. در کالیفرنیا به دلیل هجوم چندین هزار کارگر به باغهای میوه برای کار، کارفرمایان و زمینداران بزرگ به استثمار کارگران میپردازند و در ازایِ کاری سخت و طاقتفرسا، مزدی ناچیز به آنان میپردازند. یکی از شخصیتهای اصلی رمان، «تام جود» است که در طول داستان، به دلیل عوامل گوناگون، تجربیاتی کسب میکند و در جریان مسافرت از اوکلاهاما تا کالیفرنیا و پیشامدهای متعاقب آن، تبدیل به یک عصیانگر واقعی میشود.
بسیاری شاید کل خانواده جود و یا «تام» را بهعنوان شخصیت اصلی داستان در نظر بگیرند، اما شخصیتی که از فصول اول، همگام با روایت اصلی، پیش رفته و بیشترین کنش را دارد، تنها یک نفر است: مادر. او در سراسر داستان برای تکتک اعضای خانواده دلسوزی میکند و پاسبان ارزشهای سنتی است. او وقتی که مردان خانواده همه در اثر ضربات شدید نظام بیرحم سرمایهداری، قرار از کف دادهاند، به تنهایی، عنصر پایداری و مقاومت است.
ساختار زبانی داستان
زبان کتاب، ساده و در عین حال، واجد آرایههای ادبی و تا حدودی شاعرانه است. نویسنده چنین تمهیدی را برای القای حس همدلی در مخاطب برگزیده است. نقل قول شخصیتها نیز برای باورپذیری و ایجاد فضای صمیمی، به زبان محاوره نوشته شده است. «عبدالحسین شریفیان» که یکی از مترجمان خوب معاصر است و ترجمه آثار مهمی چون «جوان خام» از فئودور داستایفسکی و «دوست مشترک ما» از چارلز دیکنز را در کارنامه دارد، در برگردان این اثر، از زبانی امروزیتر و تا حدی سادهتر استفاده کرده است. به گواهی اغلب متخصصان ترجمه، مترجم اثر، در انتقال لحن شخصیتهای مختلف کتاب، از عامیانه تا ادبی و فاخر، بسیار خوب عمل کرده است.
اثرپذیری
عنوان کتاب از «سرود نبرد جمهوری» شعر معروف «جولیا واردهاو» (Julia Ward Howe) گرفته شده است. او که از فعالان حقوق زنان، پیشنهاددهنده نامگذاری روزی به نام «مادر» در تقویم رسمی آمریکا و یکی از طرفداران براندازی بردگی بود، این شعر را در سال ۱۸۶۱ میلادی نوشته است.
«چشمان من شکوه آمدن خدا را دیدهاند/ او تاکستانی را که خوشههای خشم در آن انبار شدهاند، پایمال میکند.»
واکنشهای نخستین
این کتاب که تاریکیهای دوره خاصی از تاریخ آمریکا را مینمایاند، به رغم پسند و پشتیبانی نخبگان، با مخالفت و عدم پذیرش جدی در زمان پخش خود روبهرو شد و بسیاری از ایالات آمریکا، چاپ و نشر آن را ممنوع اعلام کردند. محتوای کتاب در چند برنامه رادیویی مورد نکوهش قرار گرفت و نویسنده آن به تمایلات کمونیستی متهم شد. جالب این که در آن سوی دنیا، دولت وقت شوروی هم آن را در ردیف آثار زیانبار قرار داد. برخی ادعا کردند که کتاب مملو از اطلاعات نادرست است و عامدانه سعی در به تصویرکشیدن چهرهای دروغین از آمریکا دارد. به تحریک زمینداران و سرمایهداران و حتی بخشی از جامعه مذهبی آمریکا، در بعضی از شهرها، نسخههای چاپی کتاب به آتش کشیده شد و نویسنده آن، تهدید به تعرض و حتی قتل شد.
آثار همرده
«خوشههای خشم» از منظر درونمایه، در ادبیات آمریکا با رمانهایی چون «کلبه عمو تم» قابل مقایسه است. در زبان فارسی، این رمان را میتوان با «نفرین زمین» جلال آلاحمد، «جای خالی سلوچ» محمود دولتآبادی و از برخی جهات با «بهشت و دوزخ» جعفر مدرس صادقی همرده دانست. در همه این آثار، نابسامانی اجتماعی، نارضایتی عمومی از نابرابری، مطالبهگری و اعمال خشونت، نمودی بارز دارند.
اقتباس سینمایی
اشتاینبک که هفده اثر او مورد اقتباس سینمایی قرار گرفته، یک نویسنده هالیوودی موفق محسوب میشود. او در سال ۱۹۴۴ میلادی، برای نگارش داستان «قایق نجات» که توسط «آلفرد هیچکاک» کارگردانی شده بود، نامزد دریافت جایزه اسکار شد. «خوشههای خشم» نخستین اثر اوست که توسط یکی از مشهورترین کارگردانان آن روزگار، «جان فورد»، به فیلم تبدیل شد. نسخه سینمایی این اثر که روایتگرِ یک داستان بهشدت تلخ و گزنده از فقر و محرومیت است، در عین حال به هیچروی اگزوتیک یا ضدانسانی نیست. فورد در این فیلم نشان داده است که چگونه میتوان از دل تلخترین روایات، منش انسانی استخراج کرد. در واقع او با سیاهی و تلخی، نسبتی انسانی برقرار کرده و نشان میدهد که فقر و شرایط بد، الزاماً شرافت انسانی را نابود نمیکند. علاوه بر این، نوع نگاه او به هستی، دال بر این است که انسان از توانایی شگرفی برخوردار بوده و هرگز نباید مغلوب شرایط شود.
جوایز و افتخارات
پرفروشترین کتاب آمریکا در سال ۱۹۳۹ میلادی؛ پولیتزر در سال ۱۹۴۰ میلادی؛ نوبل ادبی در سال ۱۹۶۲ میلادی؛ مدال آزادی ایالات متحده در سال ۱۹۶۴ میلادی؛ فهرستشده در ۱۰۰ رمان برتر سدة بیستم به گزینش نشریه لوموند فرانسه در سال ۱۹۹۹ میلادی؛ فهرستشده در ۱۰۰ رمان برتر سدة بیستم به گزینش مجله تایمز لندن در سال ۲۰۰۵ میلادی؛ فهرستشده در ۱۰۰ کتابی که همه باید بخوانند به گزینش روزنامه دیلی تلگراف بریتانیا در سال ۲۰۰۹ میلادی.
سایر برگردانها
شاهرخ مسکوب و عبدالرحیم احمدی (انتشارات امیرکبیر: ۱۳۲۸ ش)؛ احمد طاهرکیش (انتشارات ارسطو: ۱۳۵۷ ش)؛ مصطفی جمشیدی (انتشارات امیرکبیر: ۱۳۸۸ ش)؛ رضا اسکندری (انتشارات مجید: ۱۳۹۵ ش)؛ سعید دوج (انتشارات روزگار: ۱۳۹۷ ش)
برداشت نهایی
جوهره اصلی این کتاب، «انسانیت» و «مقاومت» است. نویسنده تصویری خشونتبار از ماهیت نظام سرمایهداری ترسیم کرده است. دغدغه انسان معاصر در چنبره چنین نظامی، تلاش برای بقاست و تعریف عدالت، در انحصار طبقه حاکمی است که همه زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی را در اختیار دارد و فقط مصالح خویش را در اولویت قرار میدهد. در داستانِ اشتاینبک، صعوبت گذر جامعه از مرحله سنتی به صنعتی به صورت مشروح توصیف شده است. در این رهگذر، نظام طبقاتی عاری از اخلاق، اصالت سود و تقسیم ناعادلانه ثروت مسائلی است که مشکلآفرین شده و ذات و ماهیت انسان را دستخوش تغییر قرار داده است.
نویسنده، نمادها و نشانههایی در دل داستان، پرداخته است. مرگ نمادین پدربزرگ خانواده، که نشانگر وابستگی انسان به ریشههای جغرافیایی و عبور از یک عصر تمامشده است. کیسی (با نقش کشیش) که از سرگشتگی به آزادی میرسد و مسیحوار جان خود را فدا میکند و حتی اردوگاه دولتی که نمادی از اتوپیای موعود در آموزههای کمونیسم است.
نویسنده در این رمان، با بازنمایی مسایل اجتماعی چون فقدان آزادی، اعتصاب، سرکوب و ... به انعکاس ایدئولوژی طبقه سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه می پردازد. باید اذعان کرد که اغلب شخصیتهای این رمان به نوعی افراد آسیبدیده اجتماعی هستند که در تلاشاند تا خود را با هویتی که جامعه بر آن ها تحمیل کرده، تطبیق دهند و در این انطباق هویت، عموماً شکست میخورند.
نقل قول مستند و کامل رهبر شهیدمان را در این نشانی بجویید:
https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=۲۲۶۹